آخرین عبور....حالا که بغضمو شکستی ، دیگه تبر نزن به قلبمنگو هر چی بشه مهم نیست ، سرم هر چی بیادش اصلنحالا که رو شد از نبودم حتی دلتنگی هم نداریخب منم آخرش میدونم تو تو این بازی کم میاریشاکی ام از دلِ خودم که بیخودی کرد تو رو عزیزتیه کاری کردی اشک چشمام واسه نبودنت بریزهسبب اینکه من هنوزم به تو احساسمو میدونمبه خیالم که برمیگردی ببینی من که نصف جونمهمه میگن که دل ندارم همه میدونن از غرورمکه اگه بشکنی هنوزم نمیگم از تو من به دورمدیگه عوض کن این نگاتو که غمِ بیکسیم تموم شهبه دلم عشق تو بمونه که دلِ عاشقم حروم شهوسطِ راهِ انتخابت به من و اون زمونه فکر کندوباره با خودم به عکسِ روزای عاشقونه فکر کنشاید این آخرین عبورِ که واست از خودم گذشتمبیا که حس کنم عزیزم بیخودی به تو برنگشتم
برچسب:
نویسنده: النا رحیمی
تاريخ: شنبه
6 آبان
1402 ساعت: 14:32